313 - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:52
من شبايي كه خوابم نميبره ميشينم عكسايِ اونايي منو فروختن ورق ميزنم بعد عكسايِ اونايي كه بخاطرشون فروخته شدم رو ورق ميزنمبعد يِ نگاه توو آينه ميندازمو ميگم : زهره ! تورو به اين فروخت !لعنتي چي داشت كه
314 - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:52
من از اين شهر بيزارم من از اينجا موندن بيزارم من از هر روز كنارِ ... بيزارممن از ديدنِ .... بيزارممن از شنيدنِ صدايِ ... بيزارممن از حرف زدن با .... بيزارممن از دستايِ .... بيزارم من بيزارم ... بيزارم از ... من ! لعنت به من :)
253 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:56
خوب نيستمدلم گرفته !شايدم مغزم قفل شده هر چي كه هست باعث شده دلم توو اين هوايِ باروني فقط گريه بخواد
256 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:56
كي گفته چيزي برايِ من مهمه برايِ بقيه هم بايد مهم باشه ؟ كي گفته من انقدر پُر توقع باشم ؟ ________________________تنهام ...بارون ميباره ...دلم هيچي نميخواد ...
259 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:56
کاش همه مثِ من قول میدادنکاش همه مثِ من رو قولاشون میموندننه اون قول هایِ کتبیه امضا شده ها ، اون قول هایِ دِلی اونا که چشماتو میبندی و قول میدی و میدونی که تا همیشه میمونن ...______________________________________دلتنگتمـ ...کـاش بودی ...______________________________________
261 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:56
من انقدر توو مَنجلابِ زندگي غرقم كه نميدونم چند وقت ، زندگي كردم :)
New Way - تاریخ: 1397/2/26 ساعت: 13:56
New Wayسه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۷ ♥ 16:22 بہ خودت مغرور نباشمثل &#160