اگه روز بعدیی باشه من با تو میسازم :)
خب مث اینکه چالش های ۳۰ سالگی تازه آغاز شده :)
زندگی دقیقا اون نقطه ای که انتظارشو نداری یه رویِ دیگه ای از خودش رو نشون میده
و دقیقا وقتی فکر میکنی رسیدی
کیلومترها از هدف دوووورِت میکنه ...
__________________________
+ از صبح هیچ کاری نکردم و فقط استرس دارم
حتی یکساعت با سیستم کار نکردم
خواستم در موردش حرف بزنم تا شاید استرسم کمتر شه
اما بیشتر شد ...
یعنی درست لحظه ای که نمیخواستم در مورد دارک ترین قسمت های داستان بدونم
اصرار بر عمق فاجعه حالمو بدتر کرد ...
++ شده دیگه کاری از دستم بر نمیاد
همیشه داستانشو از بقیه میشنیدم
ایندفعه برا خودم پیش اومد
شاید بزرگ شدن همین بود :)
برچسب:
نویسنده: سارا فدایی