من حاضرم تا ابد با تو قرنطينه باشم ![]()
پذيرا ميشوي مهرِ مرا از جان ؟![]()
خب سكوت به معنايِ رضايتِ ![]()
__________________________
خريدِ اينترنتي
خريدِ اينترنتي
خريدِ اينترنتي
عجب ، عجب ، عجب
يك عدد تونيك و يك عدد شلوار به ارزشِ ٢٧٠ هزارتومن سفارش دادم
حالا كه رسيده به دردِ توو خونه پوشيدن ميخوره !!!![]()
مگه ميشه ؟ مگه داريم ؟
الان دو ساعتِ نشستم دارم فكر ميكنم ، چه توجيهي برا خودم بيارم
كه قابلِ قبول باشه ؟
لامصب راضي هم نميشم ، خيلي از دستِ خودم عصباني ام ![]()
_________________________
حق با صادق بود ، خونه بايد آينه قدي داشته باشه
به زودي آينه يِ قدي به آپشن هايِ جذابِ خونه اضافه ميشه![]()
اصن من توو هر نقطه از خونه يِ آينه گذاشتم كه وقتي يِ چيزي رو بر ميدارم و نميذارمش سرِجاش
خودمو توو آينه ببينمو بگم : زهره خانوم اينجا خونه بابات نيس كه از پُشتِ سرت مامانت وسايلاتو جمع كنه ها
اينجا خودتي و خودت !
بعد شرمسار بشم و همه جا رو مرتب كنم![]()
___________________________
اين روزا كه عصرا نميرم سرِكار
كارو ميارم خونه !
يِ عالمه برگه هايِ انبارگرداني با خودم آووردم خونه و هنوز نگاهشونم نكردم ![]()
___________________________
عضوِ جديدِ خونَمون ، بعد از مينا و اون دوستش كه اسم نداره
يك عدد لاكپُشتِ نوزاد هستش ، به اسمِ : جونيور ![]()
برچسب:
نویسنده: سارا فدایی