تاریخِ این پُست ، ۴ سال دیگه تکرار میشه و تا اون موقع معلوم نیست کی زنده هست ...
همه تلخی هایِ امسالُ پشتِ درِ سالِ ۹۹ گذاشتم و با یِ دلِ خوش
دارم میرم استقبالِ بهار 
میدونم بهترین ها برام اتفاق مییوفته چون من لایقِ بهترینام
برنامه هایِ زیادی برایِ سالِ جدید دارم که همه تلاشمو میکنم
تا عملی بشه 
_______________________
این روزایِ آخری مجبور شدم یِ سکانسِ اعتراف به قتل بنویسم که
ذهنمو بدجوری درگیر کرده !
اصلا من بی جنبه ام ، نباید این چیزارو قبول کنم 
آخرشم فک کنم مورد قبول واقع نشد ، فقط بیخودی ذهن منو
بهم ریختن
منم حساااااس
______________________
آرزو میکنم امسال هیچی نتونه اخم به ابروهات بیاره و
خنده رو از لبات بدزده
آرزو میکنم انقدر حالِ دلت خوب باشه که لحظه به لحظه خدارو بغل کنی
برچسب:
نویسنده: سارا فدایی