انگاری زندگی توو این شهر رو دورِ تنده ...
انقدر زود روزا میگذره و میره که بعضی وقتا فکر میکنم
اون روزایی که از سرکار برمیگردم و هوا تاریک شده
اون روز رو زندگی نکردم
هدر دادم
با نشستن پشتِ میز و کار کردن ...
ولی خب زمستونه دیگه
اما برفم نمیاد بریم برف بازی ☹️
حتی درست و حسابی بارونم نمیاد
کویر شده ...
______________________
۳۱ روز مونده تا دوباره برگردم خونه
برچسب:
نویسنده: سارا فدایی