احساس میکنم برای یاد گرفتن مهارت های جدید زیادی پیر شدم
احساس میکنم خونه برام کوچیکه و داره خفم میکنه
احساس میکنم باید اطرافم خلوت تر باشه
احساس میکنم خیلی شلوغه
همه چیز بهم ریخته اس
هیچی سرجای خودش نیست
احساس میکنم خیلی چاق شدم
احساس میکنم با تهران اومدن با دنیای کار خداحافظی کردم
احساس میکنم ارزششو نداشته
احساس میکنم باختم ...
همه فرصت هام سوخته ...
اشتباه کردم و حالا دیگه نمیشه جبرانش کرد ...
احساس میکنم حالم خیلی بده
احساس میکنم یه افسرده ام که فقط ادایِ خوب بودن رو در میاره
احساس میکنم اوضاع اصلا خوب نیست...
احساس میکنم مغزم دیگه محدود شده توو ظرف و رخت شستن
احساس میکنم به هیچ دردی نمیخورم
احساس میکنم من موندم و یه دنیا احساسِ بد !!!
برچسب:
نویسنده: سارا فدایی